السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

68

تفسير الميزان ( فارسي )

از اين آيات فرموده قلب رسول خدا ( ص ) در آنچه كه ديد دروغ نگفت ، معلوم مىشود قلب هم ديدنى خاص به خود دارد ، نه اينكه منظور فكر باشد ، چون فكر مربوط به تصديق و تركيبات ذهنى است ، و رؤيت مربوط به تك تك اشياى خارجى و عينى است ، معنا ندارد كلمه : « رؤيت » را در مورد فكر استعمال كنند . پس با اين بيان روشن شد كه اين رؤيت عبارت است از يك نحوه توجه خاص قلبى ، توجهى غير حسى و مادى ، و غير عقلى و ذهنى . اين يك مثال بود براى متشابه ، و ارجاع آن به محكم ، و بر همين قياس است ، ساير متشابهات . 3 - تاويل چه معنا دارد ؟ جمعى از مفسرين تاويل را به تفسير معنا كرده و گفته‌اند : هر دو كلمه به يك معنا است و آن عبارت است از آن معنايى كه گوينده از كلام خود در نظر دارد ، و چون منظور و مقصود از بعضى آيات ، به روشنى معلوم است ، قهرا مراد از تاويل در جمله : * ( « وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِه ، وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا اللَّه وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ) * معنا و مراد از آيه متشابه است . يعنى : معنايى را كه از آيات متشابه مراد است غير از خداى سبحان و يا خدا و راسخين در علم كسى نمىداند . گروهى ديگر گفته‌اند : مراد از تاويل معنايى است كه مخالف با ظاهر لفظ باشد ، و اين معنا از ساير معانى كه براى كلمه تاويل كرده‌اند شايعتر است ، بطورى كه گويى اصلا لفظ مذكور ، حقيقت در همين معنا است ، اگر چه در اصل لغت ، به معناى ارجاع يا مرجع بوده است . و بهر حال در ميان متاخرين همين معنا شايع شده ، هم چنان كه معناى اول در بين مفسرين قدما معروف بود ، چه آنهايى كه مىگفتند : غير از خدا كسى تاويل قرآن را نمىداند ، و چه آنهايى كه مىگفتند : راسخين در علم هم آن را مىدانند ، هم چنان كه از ابن عباس نقل شده كه مىگفته : من از راسخين در علمم ، و تاويل قرآن را مىدانم . بعضى ديگر گفته‌اند : تاويل آيه متشابه يكى از معانى همان آيه است ، كه غير از خدا و يا غير از خدا و راسخين در علم كسى از آن آگاه نيست ، البته اين معنا با ظاهر لفظ مخالفت ندارد .